یکشنبه, 25 آذر 1397 ساعت 02:59 ب ظ - 12(Dec) 16 2018

انتخاب زبان

پایگاه  خبری آی خبر

زمینه رسانه، اجتماعی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول:
علی عباسی نهاری
آدرس: تبریز - چهارراه شهید بهشتی - ابتدای خیابان شهید منتظری - جنب دبستان فارابی و بیمه دانا - پلاک 75 طبقه 1 تلفن تماس:  04133355855- 09149160116
پست الکترونیک: info@aynews.ir a89ab@yahoo.com
شماره مجوز 94/1417

tabligh

شعار سال 97: حمایت از کالای ایرانی

تبریز 2018

بحران آب را جدی بگیریم

شهریار نیوز

دریاچه ارومیه


تبریز گونال - تولید کننده انواع کنتور آب

بررسی تاريخچه هر شهر را مي‌توان از وجه تسميه آن  شروع نمود.

 

در كتاب ها از تبريز به نام تبرمئيس، تاوريژ يا داوريژ و ... به كرات ياد كرده‌اند. به عنوان نمونه صاحب مرات البدان مي‌نويسد: سبب قريب المخرج بودن ”د“ و ”ت“ داوريژ تبديل به تاوريژ و اندك اندك توريژ گرديد و چون اختلاط لغت عرب و عجم درجه كمال يافت ژاي فارسي زاي عربي شد و خواص واو را قلب به باء نمودند و تبريز گفتند. به نظر دانشمند عزيز، كارنگ كلمه تبريز را جغرافي نويسان عرب چون سمعاني و ياقوت حموي به كسر تاء و جغرافي‌ نويسان ايران و ترك چون حمدالله مستوفي و كاتب چلبي به فتح تاء و مورخين ارمني  و روسي به فتح تاء و قلب  واو يعني به صورت تورژ يا تورز ذكر مي‌كنند.
تا هفتاد هشتاد سال پيش، بيشتر روستائيان پيرامون، تبريز را مشهد توري مي‌ناميدند. امروزه نيز در بعضي از روستاهاي اطراف از جمله ده قنبر در نزديكي آذرشهر آن را توري مي‌گويند. اوالغداء نام اين شهر را توريز مي‌نويسد و حتي هنوز هم در بازارهاي كردي تورز، تاتي و توري به كار برده مي‌شود. در كتيبه ساگن پادشاه آشور نيز از تبريز بادژ تارويي و تارميكس، ياد شده است. هامر مورخ معروف آلمان، تبريز را به معناي چشمه آب گرم دانسته و در تاريخ  عثماني نيز "صجاق سو منبعي"  به همان معنی چشمه آب گرم ترجمه شده است. استاد مينورسكي نيز بر پايه نوشته اولياء چلبي احتمال مي‌دهداين كلمه به معني پنهان كننده تف و گرد با جنبش هاي آتشفشاني كوه سهند مرتبط بوده است. به عقيده هرتسفلد با توجه به اينكه مادها در اجتماعاتي به نام دژ زندگي مي‌كردند تبريز يكي از اين دژها بوده است، وجود محله‌اي به نام مهاد ميهن (ميار ميار) در شهر تبريز شايد از وجود بخش قديمي منتسب به مادها خبر مي‌دهد.
به نظر دانشمند گرانمايه استاد دكتر صديق، تبريز معروف ترين و مهم ترين ايستگاه و قرارگاه و محل تلاقي فرهنگ‌ها به حساب مي‌آمد و در واقع مركز تبادل فرهنگ بوده و در مبادلات اجتماعي  و اقتصادي نقش مهمي داشته است. روایت دیگری است که تبريز يك كلمه تركي با اشتقاق Tabur + iz در معناي اقوام و قبايل است و نشان مي‌دهد كه اين شهر جلوه‌گاه فرهنگ‌هاي گوناگون بوده است. كشف آثاري از دوران باستان دراطراف مسجود كبود توجه باستان‌شناسان را بیش از پیش به تبریز معطوف كرد و اين شهر را در رده يكي از قديمي‌ترين شهرهاي جهان در آورد.
بر اساس مطالعات تاريخي و باستان‌شناسي توسعه شهر تبريز در 3 دوره اول: دوره باستان يا قبل اسلام،  دوم: دوره اسلامي يا ما قبل دوره مدرن و سوم: دوره مدرن يا جديد صورت گرفته است و نقشه شهر براي پنج مقطع زماني يعني قرن هشت قبل از ميلاد، قرون يازده، سيزده، نوزده و دوره جديد كه به ترتيب شامل دوره‌ های مادها، سلجوقيان، مغول ها، قاجار و دوره جديد است، ترسيم مي‌شود. كاوش هاي باستان شناسي در اراضي آذربايجان نشان مي‌دهد كه انسان هاي دوران ديرينه سنگي در آن مي‌زيستند. در اوايل قرن 19 ق م يگانگي قبايل مانّا موجب شد كه اين طوايف دوست بزرگي تشكيل دهند. دوست مانّا از لحاظ اقتصادي نسبت به كشورهاي همسايه برتري زيادي داشت. در آن دامداري و كشاورزي بسيار گسترش يافته و اسب هاي مانايي مشهور بوده‌اند. دكتر زرين كوب در كتاب تاريخ در ترازو مي‌نويسد: تاريخ ايران نه  از عهد كوروش و حتي دياكو آغاز مي ‌گردد و نه حتي از ورود آريايي ها به فلات ايران، بلكه تاريخ اقوام و نژادهايي را شامل مي‌شود كه قبل از آن ها در اين سرزمين مي ‌زيستند و امروزه از پرتو كلنگ معجزه‌گر باستان‌شناسان در سيلك و حسنلو و دولت هايي نظير اورارتو و مانّا بيرون می ‌زند. اما اطلاعات ما اندك است، شايد علت آن سوانح متعدد طبيعي چون زلزله و سيل و نیزجنگ باشد كه سبب ويراني و آسيب‌هاي جدي به اين شهر شده است.
كاروان هاي تجاري و فرهنگي كه از تركستان شرقي و چين به راه مي‌افتادند از آسياي ميانه، بئش باليق، سمرقند و بخارا، مرو، سرخس، نيشابور، جرجان، زنگان و تبريز می گذشتند تا به ايتاليا برسند و در اين مسير به طور اخص در تبريز توقف مي‌ نمودند. جاده ابريشم در واقع چين را از طريق آسياي ميانه با خاور نزديك، درياي سياه و خزر پيوند مي‌داد و تنها شامل يك جاده واحدتجاري نمی گردید. بلكه اغلب جاده‌هاي كاروان ‌‌رو فرعي به آن وصل مي‌شد. آغاز جاده "ايكسيان" در چين بود، اين جاده از طرف پادشاهي سلسله "باتيهان" موسوم به "چانگ‌چيان" تأسيس گرديد و در آغاز از منطقه "چنان" شهري كهن، شروع و تا شهر رم ايتاليا ادامه داشت كه به دو شاخه اصلي جنوبي و شمالي تقسيم مي‌شد. شاخه جنوبي از "دون‌هاونگ" شروع و از شمال ايران و مركز تبريز گذشته و به شهر رم مي‌رسيد. شاخه شمالي نيز از جنوب‌غربي رد مي‌شد. راه ديگري نیز وجود داشت كه از شهر "چوانگ‌چو" به آفريقاي شمالي رفت. راهي كه از ايران و مركز تبريز مي ‌گذشت در ميان اين سه‌راه، جاده ای که به عنوان مسیرفعال تر و پركاروان ‌تر، جاده اصلي به شمار مي‌رفت، ازسوي فرديناند ريهتوفن آلماني، جاده ابريشم ناميده شد. وي تأكيد مي ‌كند كه ابريشم تبريز از همين جاده به ايتاليا سرازير مي ‌شد.
در اطراف تبريز كاروان سراهاي متعددي وجود داشت كه بسياري از آن ها مانند كاروان سراهاي ميانه، خلعت‌ پوشان، گوي ‌مسجد، آجي ‌چاي، خيابان تربيت، مجموعه بازار سرپوشيده، يام و ... هنوز هم برجای مانده اند. اهميت اين جاده و كاروان سراها در آن بود كه صنعت ابريشم را در تبريز و اطراف آن به اسكو، اهر، نخجوان، گنجه، بيلقان، دربند، شكّي و شيروان گسترش داد و هر يك از اين مناطق را به مركز ابريشم‌ بافي تبديل كرد.
در دوره اسلامي و پس از آن، نزديكي به روسيه و تركيه و قرار گرفتن در كنار خط گسل سبب شد تا شهر تبريز حوادث تاريخي دردناكي را شاهد باشد. در سال 858 م اين شهر را زلزله از بين برد اما به دستور خليفه متوكل بازسازي شد. زلزله‌هاي پي‌درپي ادامه داشت تا این كه طغرل فاتح سلجوقي شهر رامجددا بازسازی نمود. از جمله اقدامات سلجوقيان براي اين شهر در طي دو قرن حكومت، ساختن بازار و مسجد جامع بود كه پس از چندين بار تحولات اساسي در مركز فعلي شهر باقي مانده است.
یکی از دوره های گسترش سریع ورونق بسیار تبریز به زمان حاکمیت مغول بازمی گردد كه از دوران های طلایی شهر به شمار می رود. پس از اين كه غازان ‌خان، تبريز را به پايتختی برگزید، اين شهر به مهم ترين مركز اداري امپراتوري بدل شد كه از چين تا مصر و از قفقاز تا اقيانوس هند گسترده بود. گسترش شهر عمدتاً در جهت شرقي- غربي انجام گرفت و رود قوري چاي محور اين گسترش گرديد. در دو انتهاي شهر دو شهرك جديد به اسامي شنب‌ غازان در غرب و رشيديه در شرق بنا گرديد. غازان ‌خان كاروان سراها، بازارها و ساختمان‌هاي باشكوه زيادي در دروازه‌هاي ورودي شهر بنا نمود. وي آرامگاهي را براي خود در حومه شهر جديد شنب‌غازان احداث و رصدخانه‌ و كتابخانه‌‌هايي را براي جذب دانشمندان بنا كرد.
رشيد‌الدين وزيرغازان ‌خان نیز با ساخت شهرك حومه‌اي رشيديه در سمت شرقي شهر در توسعه و گسترش اين شهر نقش به سزايي داشت. او در اين شهرك بيمارستاني با پزشكان حاذق از هند، چين، مصرو روسیه احداث نمود وهمچنین دانشگاهي بنا كرد كه چند صد نفر استاد و چند هزار دانشجو درآن به تحصیل وگسترش علم پرداختند. شهرك رشيديه داراي سي‌هزار خانه، 1500 مغازه، كتابخانه‌اي بزرگ، كاروان ها و باغ هاي زيبا، كارگاه‌هاي رنگ رزي، كاغذسازي، داروخانه، حمام هاي عمومي و چندين قنات بود. اين همه در واقع حاكميت علمي تبريز از سواحل آمو تا مصر را تحکیم مي ‌سازند. در همان زمان پس از حوادثي، رقيب رشيدالدين، تاج الدين عليشاه نيز شروع به ساختن مسجدي عظيم به نام مسجد علي شاه در تبريز نمود كه بعدها به ارگ علي شاه معروف شد.
در دوره قاراقويونلوها (1468-1406 م) پس از مرگ تيمور و خرابي هاي او جهان شاه قره‌قويونلوها مسجد معروف كبود را بنا نهاد. در اين دوره تبريز مركز و پايتخت دولتي بود كه به ايالت آذربايجان، آران عراق عرب، عجم، فارس، كرمان و آناطولي شرقي حكومت مي‌كرد و اغلب دول همسايه را تابع خود كرده بود. دو مسجد و مدرسه عظيم "گوي مسجد" و بناي اصلي "مظفريه" در اين دوران ساخته شده است. در عهد آق‌قويونلوها، تبريز مورد توجه كشورهاي اروپايي قرار گرفت. بازار تبريز در همان زمان ساخته شد. در روزگار "اوزون حسن" مركز فرماندهي وسيعي ايجاد گرديد كه بعدها در دوران شاه عباس صفوي در شهر اصفهان ميدان نقش جهان را با گرته ‌برداري از آن ايجاد كردند. اين مركز فرماندهي اكنون تبديل به بازار تره‌بار شده است و به ميدان صاحب‌الامر معروف است. وي علاوه بر توفيق در جهان سياست، تبريز را تبديل به يك مركز عظيم فرهنگ اسلامي كرد.
در اين دوره مقبره‌الشعرا نيز جايگاه خود را پيدا مي‌كند. محل به خاک سپردن ده ها تن از عرفا، شعرا، دانشمندان و اديبان اين سرزمين از مولانا محمد معروف به بابا مزيد، خاقانی، ظهیرو قطران تا شيخ محمد خياباني، ثقه‌الاسلام شهيد و سيد محمد حسين شهريار که كتاب نزهه‌القلوب حمدا... مستوفي به عنوان مجموعه ای غنی از تاریخ ادبیات ایران زمین، در سال 740 ه ق درتوصیف آن تأليف گردیده است. كوي سرخاب به جهت انتساب به شاعران نامي، همواره ارج و قرب بسياري در بين مردم داشته است به طوري كه زندگي در آن و حتي دفن شدن در اين كوي معروف آرزوي بسياري از بزرگان محسوب مي‌شده و به همين دليل است كه تبريز يگانه شهري است كه صاحب مقبره‌الشعرا است.
در دوره شاه اسماعيل صفوي، تبريز پايتخت شيعه گرديد و براي شاهان صفوي سنگرگاه اصلي و مركز عمده گردآوري طرفداران شيعه و قواي نظامي به شمار می رفت. همچنین تبريز در دوره صفويان به یکی ازمهمترين مراكز تجارت جهاني تبديل شده بود. شاهان صفوي به تجارت خارجي در رقابت با همسایه عثماني خود اهميت فراوان مي ‌دادند به طوری که شاه اسماعيل تلاش بسیاری را صرف برقراری امنیت کاروان های تجاری از تهدیدراه زنان نمود. پس از پيروزي غرور انگيز شاه عباس بر عثماني‌ها، وي از طريق ايجاد قلعه‌ها، استحكامات دفاعي شهر را تقويت نمود و مجموعه رشيديه را كه تخريب شده بود، بازسازي كرد.
در دوره قاجارنیز با انتخاب این شهر به عنوان محل اسقراروسکونت ولیعهد، تبریز به دومين شهر مهم كشورپس ازپایتخت بدل گردید. با توسعه تدريجي روابط با اروپا و روسيه در قرن 19 م و نیز بهره‌گيري از موقعيت جغرافيايي مناسب در مسیر ارتباطی ايران با اروپا بر اهمیت آن افزوده شد. در اوایل اين دوره، شهر متشكل از بيست محله بزرگ شده بود كه هر كدام از چند واحد كوچك و همسايه به نام برزن تشكيل مي‌ گشتند. دردوران حکومت فتحعلي شاه، آذربايجان به علت جنگ‌هاي ايران و روس، مركزیت نظامي ايران را تجربه نمود. عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه و وزير او ميرزا عيسي (معروف به ميرزا بزرگ قائم مقام فراهان) در آبادي آذربايجان و تبريز بسيار كوشيدند. وی درراستای تجهيز و بالا بردن قدرت نظامي تبریز، ميدان توپخانه در بيرون بارو در مجاورت دروازه باغميشه را همراه با قورخانه‌هايي در خارج شهر احداث نمودو برخي از معابررا نیز به منظورایجاد امکان عبور ادوات نظامي همچون توپ هاي جنگي، عرابه و لشكر سربازها در مواقع ضروري تعريض کرد. از آن ميان مي‌توان به راسته كوچه كه به همين منظور ساخته شده وهمچنین تبديل مسجد عليشاه به قورخانه ، اشاره نمود. جهانگردان اروپايی، امنيت و نظم آذربايجان را در دوره عباس ميرزا با امنيت فرنگستان مقايسه نموده‌اند. وي در انتخاب اشخاصي كه به حكومت و انجام كارهاي عمومي مي‌گماشت بسيار دقيق و سخت‌‌گير بود. نقش بخردانه شاهزاده عباس ميرزا و مزیت های فراواني كه  شیوه مدیریت وی براي تبريز و منطقه در پی داشت، يكي از عوامل مهم ترقي تبريز بود.
محلات مسكوني  درآن دوره علاوه بر آن كه تحت اداره قدرت مركزي حاكم بر شهر قرار داشتند به شيوه كدخدامنشي به حل و فصل مشكلات محدوده خود مي‌پرداختند. گذرها و شبكه دسترسي در اواخر قاجار جالب ترين عناصر شهري تبريز به شمار مي‌رفت که حتی تا به امروز نیز تا حدی حفظ شده است. قرارگيري بازار در مركز هندسي شهر موجب شده بود تا راه ها با انشعاب و نيز حركت به سمت آن، به حالتي شعاعي نسبت به بازار توسعه يابند. مهم ترين راه‌هايي كه استخوان‌ بندي اصلي شهري تبريز را تشكيل مي ‌دادند يكي راه دروازه خيابان به دروازه شتربان است كه در مسير راه بين قاره آسيا به اروپا يعني جاده ابريشم واقع شده بود و ديگري كه اهميت كمتري داشت اما قديمي‌تر از مسیر قبلی بود جاده بغداد- ري مي‌باشد كه در مسير ميان دروازه گجيل و دروازه باغميشه کشیده شده بود و از شرق به سراب و اردبيل و از غرب به مراغه و كرمانشاه و عتبات و بغداد می رسيد. جاده ابريشم كه از چين و ماوراي چين تا تبريز ادامه داشت، اين شهر را به چهار راه  اصلي عمده‌اي تبديل كرده بوده كه باعث تجارت ابريشم به قفقاز و ماوراء قفقاز و از سوي ديگر به بصره و كشورهاي عربي و خاور ميانه و آفريقا و از طرفي به استانبول و كشورهاي اروپايي مي‌شد. با دقت در سفرنامه‌ها معلوم مي ‌شود كه مسجد كبود و خيابان تربيت فعلي در بدنه مسير ابريشم شكل گرفته و توسعه يافته كه به نوشته نادر ميرزا هر كه از عراق و خراسان مي‌آمد نخست به خياباني طولاني و عريض كه نهروان در سوي آن و كنار آن ها درختان سراسر سايه افكن و كهنسال بود، وارد مي‌شد.
شهر تبريز که بارها در اثر لشكركشي‌هاي بيگانگان وسوانح متعدد طبیعی از بين رفته و با اراده مردم بلند همتش حيات خود را دوباره از سر گرفته است، مهد علم و مدنيت، پيشگام و طلايه‌ دار اولين‌ها بوده که از آن جمله می توان به تشكيل اولين انجمن ايالتي در سال 1285 شمسي، ايجاد سيستم‌هاي مديريت شهري، اولين انجمن ادبي، اولين مدرسه نوين توسط حاج ميرزا حسن رشديه به سال 1268 شمسي، اشاره نمود. اين شهر به استناد مدارك، مبدأ نهضت تنباكو بوده كه در پي آن ميرزای شيرازي فتواي معروف خود را صادر كرده است. قيام عظيم مشروطيت و نقش تبريز در اعطاء مشروطه به مردم آن زمان، امر مبرهني است كه حكايت گر دليري مردان پولادين اراده‌اي چون زنده ياد ستارخان سردار ملي، باقرخان سالار ملي، ثقه‌الاسلام شيخ محمد خياباني، محمد حسين باغبان، علي مسيو و ... است. كمي پايين‌تر از چهارراه آبرسان قبرستاني وجود داشته كه امروز مدرسه شيخ ‌محمد خياباني بر روي آن ساخته شده است. پدر نگارنده بياد داشت كه مادري چندين فرزند خود را در همين محاصره مشروطه از گرسنگي از دست داده و در اين قبرستان به خاک سپرده بود که سال هاي سال پس از پایان محاصره، آش مي‌پخته و به ياد فرزندان گرسنه‌اش بر مزار آن ها و روي سنگ قبرشان قرار مي‌داده است. بعد از قيام مشروطه و وقايع مختلف، تبريز با سپري ساختن سال هاي بحراني 20 الي 25 شمسي، در نهضت ملي شدن صنعت نفت (1329 شمسي) يكي از اركان حركت‌هاي آن زمان در سراسر كشور به شمار مي‌رفت كه گواه اين ادعا صفحه‌هاي حاكي از شور و حال انقلابي مطبوعات تبريز در آن سال هاست. در نهضت خرداد 1342 شمسي نيز تجاروبازرگانان با بستن بازارو حركت‌هاي اصيل انقلابي مردم سرانجام در 29 بهمن 56 با حركتي توفنده بنياد شاهنشاهي را به لرزه در آوردند. درآن زمان نیزعظمت واقعه به قدري غيرمنتظره و خارق‌العاده بود كه رژيم شاهنشاه را دچار سردرگمي ساخت و ساواك با تمام ادعاهاي پر طمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.
تبريز در بخش صنعت، تجارت و بازرگاني همچون ساير بخش‌ها و حوزه‌ها جزو اولين و سرآمدهاي كشور بوده است. همانگونه که اشاره گردیداز ديرباز اين شهر كهن سال مهمترين خطوط ارتباطي با اروپا، منطقه قفقاز و تركيه را دارا بوده و يكي از كريدورهاي مهم  بين‌المللي حمل و نقل بوده است وهمین امر این شهر را همواره به عنوان  قطب صنعتي و بازرگانی شمالغرب كشور و دروازه ورود به بازارهاي غرب مطرح ساخته است.
اين شهر که در تاريخ ايران نقش تعيين كننده‌اي داشته و در بسياري از مقاطع جان پناهي براي مبارزان عليه ستم بوده است، مهد فرهنگ غني کشور در ادوار مختلف تاريخ به شمار می رود، و سوابق مكتوب آن كافي ست كه اين خطه را منبع الهام دانش و فرهنگ ايران زمين معرفي كنيم. تبريز را مي‌توان از مردان بزرگش شناخت. خواجه‌نصصيرالدين طوسي، خواجه رشيدالدين فصل‌ا...، خواجه غياث‌الدين محمد ، قطران،  شهريار، پروين، علامه طباطبايي، علامه جعفري، شيخ محمد خياباني و ... . تنها بخشی از بزرگانی هستند که افتخارات بسیاری رادرطول تاریخ برای این خطه کسب نموده اند.
تبريز چونان ققنوس بارها از خاكستر خود به پا خاسته و مشكلات آن هرگز نتوانسته اراده دوباره ساختن را از مردم اين ديار مقهور نمايد. اين شهر به گواهي ياقوت حموي، شاردن و ... هر بار پس از ويراني، بزرگتر و زيباتر ساخته شده كه جز روحيه شكيبا و خستگي‌ناپذير مردم آن نمي‌تواند دليل ديگري داشته باشد.
بدون شک با چنین پشتوانه تاریخی وتجربیات درخشان می توان تبریزی بسیار زیباتر، پررونق تر، نقش آفرین ترو تاثیرگذار تر درتعاملات ملی و منطقه ای را ساخت که یکی از مطلوب ترین نقاط دنیا برای زندگی به شمار آید. برنامه ریزی، امید، هم اندیشی، پذیرش نقدهای سازنده واشتباهات گذشته، آموختن ازتجربه های خود و دیگران، تلاش بی وقفه، شایسته سالاری، همدلی وهمکاری بخشی از ویژگی هایی است که -به گواه تاریخ تبریزوتجربه شهرها و کشورهای موفق جهان- این چشم انداز را به واقعیتی پایدار پیوند خواهد زد.

منبع:خبرگزاری شهریار

aynews
نویسنده: aynewsسایت: http://aynews.ir/
کد خبرنگار:
20
سایر خبرهای نویسنده:

نوشتن دیدگاه


آی خبر © Aynews.ir 2007-2018
1397 - 1386