به گزارش آی نیوز، دیگر پاییز، نفسهای آخرش را میکشد و آخرین روزهای خود را با هزار رنگ و هزار بوی متفاوت، به خاطرمان میسپارد. آخرین روزهای پاییز، همیشه غمانگیز و در عین حال، شگفتانگیز است.
این روزها، خیابانها و پارکها، صحنهی رقص آخرین برگهای باقیماندهاند. درختانی که تا چند هفته پیش، پوشیده از رنگهای گرم و دلنواز بودند، حالا اندام لخت و استخوانی خود را به رخ میکشند. هوای سرد و بادهای نویددهندهی زمستان، جای خود را به آفتاب گرم و کمجان پاییزی داده است. گویی طبیعت، با این تضادهای قشنگ، میخواهد یک وداع باشکوه داشته باشد.
در آخرین روزهای آذر، بوی خاک نمزده و بارانهای آخر پاییزی، در فضا میپیچد. بوی نان تازه و چای داغ، در خانههایی که پنجرههایشان به روی هوای سرد باز شده، جان میگیرد. فرصت آخرین پیادهرویها در پارکها، آخرین نشستنهای زیر نور کمرنگ خورشید، و آخرین نگاهها به برگهای در حال ریزش، لحظاتی است که نمیتوان به سادگی از آنها گذشت. مردمی که عاشق پاییزند، این روزها با دلخوشی و غمی همراه، به استقبال زمستان میروند.
پاییز، فصل برداشت است؛ فصل میوههای سرخ و نارنجی، فصل خرمالو و انار، فصل پختن غذاهای گرم و مقوی. با پایان آذر، این فصل رنگارنگ هم رو به پایان است. جای خالی برگهای رنگارنگ، پر میشود از شاخههای برهنه و هوایی که بوی زمستان میدهد. اما درست در همین پایان است که زیبایی پاییز، دوچندان میشود. مثل یک نقاشی که تمام میشود، اما هر ذرهاش در ذهن، ماندگار میگردد.
پاییز میرود تا زمستان بیاید. برف سفید، جای برگهای رنگارنگ را میگیرد و هوای سرد، جان تازهای به طبیعت میدهد. اما این پایان، یک پایان معمولی نیست. این وداعی است با روزهای هزاررنگ؛ روزهایی که هوای خنک، برگهای نارنجی، بارانهای ملایم و چای عصرگاهی را در دل خود داشت. روزهایی که با تمام سادگیشان، خاطرهسازترین فصل سال هستند. حالا باید منتظر زمستان بود، با تمام زیباییهای سفید و سردش، و به یاد پاییز، دل را گرم داشت.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0