کد خبر : 43031
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 10 شهریور 1405

کنایه جبلی به رئیس جمهور نشانه انکارِ یک واقعیت تلخ؟

کنایه جبلی به رئیس جمهور نشانه انکارِ یک واقعیت تلخ؟

وقتی رئیس صداوسیما دیدنِ تلویزیون را «افتخار» میخواند و نادیده‌اش را «محروم از افتخار»، در واقع بحرانِ ریزشِ مخاطب را نه با خودانتقادی که با انحصارگراییِ اخلاقی پاسخ میدهد.

به گزارش آی نیوز، سخن اخیر پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان که پیشتر گفته بود «دیگر تلویزیون نگاه نمی‌کند»، چنین بود: «دیدن صداوسیما افتخار است و کسی که نمیبیند از این افتخار به دور است!» این جمله ی کنایی که در ظاهر، یک پاسخ معترضه و یا طنزآمیز به رئیس جمهور به نظر میرسد، در باطن حاوی پیش فرضهای عمیق و ساختاری درباره‌ی ماهیت رسانه، جایگاه مخاطب و نسبت سازمان با مردم است که نقد محتوایی آن، میتواند پنجره ای به بحرانِ هویتیِ صداوسیما در عصر کنونی بگشاید.

برای نقد اساسی و محتوایی این سخن آقای جبلی، باید فراتر از یک شوخی سیاسی یا کنایه ی شخصی رفت و به ساختار فکری پنهان در این جمله پرداخت. این جمله در واقع یک «واکنش تدافعی» به یک «داده ی تلخ» درباره ی وضعیت سازمان است و به جای مواجهه با بحران، به «توصیفِ شاعرانه ای از انحصار» تبدیل شده است. نقد را در چند لایهی بنیادین دنبال میکنیم:

وارونه‌گی نسبت «رسانه» و «مخاطب» (نسبت خدمتگزاری)
اساسی ترین نقص این جمله، وارونه کردن رابطه ی ذاتی میان صداوسیما و مردم است. صداوسیما یک خدمت عمومی است که با بودجه ی بیت المال اداره میشود. وظیفه ی ذاتی آن، جذب مخاطب از طریق تولید محتوای جذاب، امیدبخش، روشنگر و متکی بر عقلانیت است.

وقتی رئیس سازمان میگوید «دیدن صداوسیما افتخار است»، عملاً جای خادم و مخدوم را عوض میکند. این یعنی مخاطب برای تماشای برنامه ها، باید منت دریافت کند؛ در حالی که در یک نسبت سالم، این صداوسیما است که باید برای جلب نظر یک دقیقه ای بیننده، خود را به رقابت بیندازد و مخاطب را «مشتریِ راضی» خود بداند، نه «طرفدارِ منتکش».

گریز از خودانتقادی و مواجهه با «چرایی» دلزدگی
آقای پزشکیان به عنوان یک شهروند و یک مقام عالیرتبه، از یک واقعیت زیسته میگوید: «دیگر تلویزیون نگاه نمیکنم». این جمله، یک هشدار بزرگ درباره ی ریزش مخاطبِ قشرهای مختلف جامعه (به ویژه قشرهای تحصیلکرده، فعال و نخبگانی) است.

واکنش کنایی آقای جبلی به جای پرسش از «چرا»، مخاطب را به کمبودی در خودش متهم می کند. این یک خطای شناختی در مدیریت رسانه است؛ زیرا هر مدیری باید از بی‌توجهی مخاطب به یک مسئله‌ی سازمانی تلخ برسد، نه اینکه با طعنه، مخاطب را از دایره‌ی «اهالی افتخار» بیرون کند. این نوع مواجهه، نشان از انکار بحران اعتماد و بحران جذابیت در برنامه‌سازی دارد.

تلقیِ انحصارگرایانه از «حقیقت» و «فرهنگ»

عبارت «کسی که نمی‌بیند از این افتخار به دور است» حاوی این پیشفرض غلط است که تنها خروجی‌های این سازمان، مصداقِ «افتخار»، «آگاهی» و «فرهنگِ صحیح» هستند. این نگاه، در عصری که مخاطب با هزاران منبع خبری، تحلیلی و سرگرمیِ آنلاین مواجه است، کاملاً منسوخ شده است.

این جمله، تلویحاً به شهروندانی که به دلایل مختلف دیدگاهی، سیاسی یا حتی سلیقه‌ای از این رسانه فاصله گرفته‌اند، برچسب «محروم از افتخار» می‌زند؛ در حالی که ممکن است آنها دقیقاً به خاطر رشد آگاهی و نقدِ وضعیت موجود، از محتوای سازمانی فاصله گرفته باشند.

پارادوکسِ کنایه به رئیس جمهور (نسبت قدرت و نقد)
رئیس‌جمهور ایران، بالاترین مقام اجرایی کشور است و نقد او به صداوسیما، صرفاً یک سلیقه‌ی شخصی نیست؛ بلکه بازتابی از نگاه طیف عظیمی از جامعه به این رسانه است. پاسخ کنایی به رئیس‌جمهور، عملاً یعنی بی‌توجهی به داده‌های بالادستیِ نظام. اگر حتی رئیس‌جمهور (که در رأس قوه‌ی مجریه است) مخاطب این رسانه نیست، این یک «شکستِ راهبردی» در ارتباط نهاد با مردم است، نه یک فرصت برای شوخی و طعنه.

نادیده گرفتنِ «رسالتِ تبیین» در شرایط حساس
در شرایط پیچیده‌ی سیاسی و اقتصادی کنونی، صداوسیما باید ویترینِ وحدت، امید و تحلیلِ عاقلانه باشد. اصرار بر تحقیرِ نمادینِ مخاطبِ منتقد (در اینجا رئیس جمهور)، دقیقاً برعکسِ رسالتِ «تبیین» عمل میکند. این جمله باعث میشود شکافِ گفتمانی میان حاکمیت و نخبگان، بیش از پیش نمایان شود و به جای ایجاد پل ارتباطی، به تخریبِ اعتمادِ باقیمانده دامن بزند.

نهایتا باید گفت این سخن جبلی، یک کنایه ی ساده نیست، بلکه بیانیه‌ای علیه خودانتقادی است. یک مدیر رسانه‌ایِ موفق، اگر بشنود رئیس‌جمهور کشورش تلویزیون را نمی‌بیند، باید تیمی را مأمور بررسی دلایل کند، از او دعوت به نقدِ چهره‌به‌چهره کند و آن را به فرصتی برای تحول بدل سازد. اما تبدیلِ این هشدارِ بزرگ به یک «سنجه‌ی اخلاقی» برای توهینِ پنهان، نشان از درماندگیِ تحلیلی و اصرار بر ادامه‌ی یک مسیر شکست‌خورده دارد. مخاطب امروز، به دنبال «افتخارِ تحمیلی» نیست؛ او به دنبال رسانه‌ای است که خود را سربازِ نیازهای او بداند، نه مُربی اخلاقیِ او.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.