کد خبر : 956
تاریخ انتشار : شنبه 26 بهمن 1392

قیام 29 بهمن موتور حرکتی انقلاب اسلامی

قیام 29  بهمن موتور حرکتی انقلاب اسلامی

 

 

 

قیام 29  بهمن ؛
موتور حرکتی انقلاب اسلامی

احدنقش شور سپهر

از قیام 29 بهمن سال 56 مردم تبریز و ماجراهای پیرامون این خیزش استبداد ستیزی قرن حاضر سخن بسیار رفته و اغلب صاحب نظران تاریخ معاصر بر نقش این قیام همه جانبه در تسریع مبارزات ضد طاغوتی ایران و تاثیر آن در تهییج شورش های بعدی بر علیه رژیم منحوس پهلوی اتفاق نظر دارند.

در واقع حماسه بزرگی که در این روز توسط مردم تبریز آفریده شد اعلامیه ای رسمی برای آغاز حرکت عظیم مردمی در سراسر کشور بود که شور یکپارچگی را در کالبد ملت دمید و زوال همیشگی طاغوت را رقم زد.
انقلاب همه گیر تبریز در 36 سال قبل جدا از حوادث و اتفاقات مهم آن در ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی تاثیرات شگرف خود را با رویکرد اصلاح زیر ساخت های موجود بر جای گذاشت و پیام های پیدا و پنهان آن به عینه به گوش حاکمیت وقت رسید و به نوعی بیداری دوباره ملت ایران را سبب شد.
مهم ترین تاثیر این قیام در ساختار سیاسی آن روزگار بود. فضای سراسر رعب و وحشت و خفقان آن دوران با اعلان حکومت نظامی های پی در پی و بگیر و ببند های گسترده عملا امکان هر گونه اقدام انقلابی را در شکلی عملی و رو در رو سلب کرده بود به ویژه بعد از کشتار معروف 19 دی قم. و قیام تبریز پیشتاز در چنین فضای بسته ای شکل گرفت.
در چنین شرایطی بود که گروه های فعال در لایه های مختلف جامعه از دانشجو و بازاری و دانش آموز گرفته تا روحانیون و طیف های مردم عادی با ایجاد ارتباط منطقی و آرمانی با هم و به بهانه پاسداشت یاد شهدای قم اقدامات اولیه را برای آغاز یک حرکت انقلابی و اعتراضی آغاز کردند.
این اقدامات در حالی صورت گرفت که در مقطع زمانی فوق کمتر کسی جرات داشت بر خلاف منویات رژیم حرکت کند و دستگاه سعی می کرد با محدود کردن فضا برای حضور و نقش آفرینی مردن به ویژه جوانان در عرصه های سیاسی مانع از آسیب جدی به خود شود با این حال آنچه در صدر و نقطه  ثقل صحنه گردانی قیام 29 بهمن تبریز به چشم آمد محوریت همین مردم و جوانان انقلابی بود و اغلب شهدای این روز را جوانانی تشکیل دادند که شاه  در نهایت استیصال آن ها را” مارکسیست های اسلامی” نامید.
اما نهضت 29 بهمن تبریز در عرصه فرهنگی نیز دارای پیام و پیامد های اصلاحی بود. در این جریان بیشترین خسارت ها و یورش های اعتراضی مردم به مراکز ضد فرهنگی و فساد از جمله کاباره‌ها ، مشروب فروشی ها سینما ها و مراکز فحشا صورت گرفت. این اقدام حرکتی کاملا فرهنگی با پیام “اصلاح و پاک سازی” جامعه اسلامی از مظاهر ضد اسلامی بود.

از دیگر سو قیام مذکور پوشالی بودن شعار ها و ادعاهای رژیم پهلوی مبنی بر وجود رفاه اقتصادی در جامعه را به اثبات رسانید و خط بطلان بر تمامی معادلات آن عصر کشید. مردم در این روز ثابت کردند به هیچ وجه خواهان رفاه اجتماعی و اقتصادی آن هم به بهای لگدمال شدن اعتقادات مذهبی و رواج بی بند وباری نیستند.
از دیدگاه امنیتی نیز خیزش تاریخی مردم تبریز اقتدار کاذب شاه در ارکان مختلف حاکمیت را به چالش کشید و آسیب پذیری رژیم را عیان ساخت.
تسخیر و به آتش کشیده شدن دفتر حزب رستاخیز- حزب فرمایشی شاه- و ده ها بانک و دیگر اماکن دولتی در آن روز و عجز رژیم از مهار موج نفرت مردمی کافی بود تا صلابت و اقتدار کاذب دستگاه نمایان گردد.
آری قیام 36 سال پیش تبریز به عنوان موتور حرکتی انقلاب مردم ایران با دمیدن شور وحدت و باور ملی نسبت به پوشالی بودن دستگاه جایر شاه ضمن زمینه سازی برای تسریع حرکت انقلابی در کشور به نقطه عطف تاریخ ایران از یک سو و مهر تاییدی بر پیشگامی مردم این خطه در جنبش های استبداد ستیزی یک قرن اخیر از صدر مشروطه تا راس انقلاب اسلامی از سوی دیگر بدل شد و آزادیخواهان تبریزی به تاسی از رهبر کبیر خود امام خمینی (ره) پایان عصر پهلوی را فریاد کردند تا شاه آرزوی ” انقلاب شاه و مردم ” به عنوان  بزرگ ترین برنامه اقتصادی‌اش را به گور ببرد.
« وقایع نگاری قیام 29 بهمن تبریز »
اگرچه وقوع فاجعه خونین قم در 19 دی ماه 56 توسط رژیم سفاك پهلوی ، بهانه كافی و لازم برای خیزش تاریخی مردم سلحشور تبریز در 40 روز پس از این حادثه تلخ را به دست داد، با این حال همان طور كه در سطور بالا شرح آن رفت ، قیام تبریز چیزی فراتر از یك مراسم بزرگ‌داشت و در واقع به منزله اعلامیه رسمی انقلاب اسلامی ایران بود.
پس از فاجعه قم ، برنامه ریزی ها و بررسی های همه جانبه برای برگزاری مراسم یادبود شهدای این روز و ایفای نقش ماندگار و سرنوشت ساز آذربایجان و تبریز در شكل گیری بخش مهمی از تاریخ كشور آغاز گردید.
وضعیت به گونه ای بود كه طراحان این خیزش تاریخی می بایست از یك سو با تكیه بر تجربیات سال 42 راهی منتج به نتیجه مطلوب به منظور وارد آوردن ضربه ای كاری بر پیكر رژیم بیابند و از طرفی با شتاب بخشیدن به حركت انقلاب، طومار فساد و بی داد را برچینند از این رو بررسی شرایط و وضعیت موجود مراكز نظامی و قدرت برای جلوگیری از كشتار و قتل عام مردم به ویژه پادگان تبریز یكی از اولویت ها و ضروریات بود . اقدامی كه در نهایت صورت پذیرفت و خالی بودن این پادگان از حضور سرباز و نیروی كافی محرز گردید.

از طرفی جوانب كار برای احتمال اعزام نیروهای كمكی از پادگان مراغه نیز سنجیده شد ؛ چرا كه در صورت وقوع چنین امری با توجه به بعد مسافت امكان و فرصت كافی برای اجرای برنامه‌های از پیش طراحی شده توسط انقلابیون و دستیابی به اهداف مورد نظر فراهم می شد .
پیش درآمد این خیزش مردمی اعلامیه ای بود كه شهید قاضی طباطبایی تنظیم و به صورت دستنویس پس از مشورت با دیگر روحانیون از جمله آیت‌ا… غروی و آیت‌ا… انگجی به امضاء رسید و متقاقباً در سردرود تكثیر و توسط گروهای از پیش تعیین شده در نقاط پرتردد شهر توزیع گردید.
روز 28 بهمن ماه 1356 یك روز پیش از واقعه سید محسن موسوی تبریز كه در آن روزها به تازگی از تبعید بازگشته بود با ایراد سخنرانی در مسجد شعبان زمینه را برای تحقق اهداف قیام فراهم نمود .
شناسایی محل ها و راه های فرار ، دعوت گسترده از مردم برای حضور در مراسم ، حضور و تردد نیروهای انقلابی در قالب ماموران امنیتی رژیم در نقاط حساس شهر برای بررسی اوضاع ، اطلاع رسانی سریع ، ایجاد اختلال در سیستم مخابراتی مراكز نظامی و انتظامی و خرید و تخلیه چندین كامیون آجر در نقاط حساس از جمله اقدامات مقدماتی انقلابیون برای بستر سازی قیام بود .
بالاخره سحرگاه 29 بهمن 56 فرا رسید . خیل جمعیت در مقابل مسجد قزلی عرصه را بر دژخیمان رژیم كه با محاصره مسجد مانع ورود جمعیت به داخل آن می شد، تنگ‌تر می‌ساخت تا این كه هتك حرمت سرگرد معدوم – حق شناس – رئیس كمیته مشترك اطلاعات و شهربانی به ساحت مقدس مسجد، خشم جمعیت معترض را برانگیخت .
«محمد تجلا» یكی از دلاوران تبریزی با پاره آجری به سمت وی حمله كرد و پس از وارد آوردن ضربه ای سنگین بر سر حق شناس ، با تیر مستقیم وی به شهادت رسید. با شهادت تجلا زمینه برای ادامه حركت و حضور مردمی بیش از گذشته فر اهم شد. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می‌شد.
گروه‌هایی كه مسئولیت حمله به ادارات دولتی و مراكز فساد و فحشا را بر عهده داشتند به اهداف از پیش تعیین شده یورش برده و آنها را تخریب و به آتش كشیدند . نیروهای امنیتی كه از كنترل اوضاع متشنج عاجز مانده بودند،  برای سركوب تظاهر كنندگان تقاضای اعزام قوای كمكی كردند؛ با این حال دامنه شورش مردمی به حدی گسترش یافته بود كه دیگر قوای كمكی هم كارساز نمی شد . نیروهای ارتش نیز كه برای نمایش قدرت در خیابان‌ها رژه می‌رفتند با گشودن آتش گلوله بر روی مردم تعدادی دیگر از جوانان را به خاك و خون كشانده و شهید كردند اما شهادت هر جوانی برابر بود با تهییج بیشتر مردم.
ابعاد حركت مردمی تبریز در 29 بهمن 56 چنان وسیع بود كه واحد خبر رادیو و تلویزیون آذربایجان روز بعد از حادثه خبری را بدین مضمون به خبرگزاری پارس و رادیو تلویزیون ملی ارسال كرد : « در تظاهرات روز گذشته تبریز كه تا شامگاه ادامه یافت، تظاهر كنندگان در خیابان‌های پهلوی، فردوسی، شهناز، چهارراه باغ گلستان، ملل متحد، امین، كورش، شاه بختی، شاهپور، دارایی، شمس تبریزی و نقاط دیگر این شهر به راه افتادند. طبق گزارش‌های رسیده در اثر این حوادث 73 بانك، 8 سینما، صدها مغازه، ده ها اتومبیل و اماكن دولتی از جمله ساختمان حزب رستاخیز به آتش كشید شد.

در اثر این آتش‌سوزی‌ها كه ساعت‌ها ادامه داشت هزاران برگ از اسناد بانكی و مقادیر قابل توجهی اسكناس نیز سوخته است. همچنین در تظاهرات روز گذشته 18 نفر جان خود را از دست داده و 60 نفر از مجروحان این واقعه در بیمارستان‌های تبریز بستری شده‌اند. طبق اطلاعات به دست آمده تاكنون 650 نفر در این رابطه دستگیر و بازداشت شده‌اند.»
در پی ارسال این خبر، رادیو و تلویزیون ملی ایران با دستپاچگی تمام خبر تحریف شده‌ای را به نقل از خبرگزاری پارس در اخبار روز 30 بهمن 56 پخش كرد.
متن خبر كه در ساعت 14 ، 30 بهمن از رادیو ایران پخش و در واقع اعلامیه دولت تلقی می‌شد به شرح زیر بود:
« به گزارش خبرگزاری پارس، روز گذشته طی اغتشاشاتی كه به وسیله چند گروه در تبریز روی داد ، چندین محل به آتش كشیده شد و شیشه‌های تعدادی از مغازه‌ها در هم شكست .
قبلاً اعلام شده بود كه عده ای در مساجد و تکایا اجتماع خواهند كرد لكن بر اثر تحریكات پاره‌ای از عوامل شناخته شده كه خود را ماركسیست‌های اسلامی می‌نامیدند‌، چند گروه در خیابان‌های شهر به راه افتادند و در حالی‌كه شعارهای كمونیستی و ضد ملی می‌دادند به مغازه‌ها و بانك‌ها حمله بردند.
این افراد در طول راه تعدادی از وسایط نقلیه را نیز به آتش كشیدند اما سرانجام با دخالت ماموران متفرق شدند.»
متعاقب این خبر رادیو و تلویزیون ملی در گزارش خود از مجلس شورای ملی گفت:
«در جلسه علنی امروز مجلس شورای ملی و به دنبال نطق‌های پیش از دستور نمایندگان پیرامون وقایع تبریز، « هولاكو رامبد» وزیر مشاور در امور پارلمانی طی سخنانی اظهار داشت: در شهر تبریز عده‌ای اوباش و به صراحت بگویم مزدوران خارجی كه معلوم نیست از كدام راه و كدام مرز وارد ایران شده اند، عملی شبیه آنچه لشگر مغول كرده انجام دادند و با تمام زشتی فجایعی در شهر تبریز به وجود آورند و به مراكز فرهنگی ، خیریه و عمومی و آنچه كه منحصراً برای خدمت به مردم بود صدمه زدند.
البته آنچه برای همه روشن است پیشرفت ایران متوقف شدنی و برگشتنی نیست و دولت در نهایت قدرت و كمال مراقبت در حفظ امنیت، وظایف قانونی خود را انجام خواهد داد.»
اما این پایان ماجرا نبود، از جمله مراكزی كه در قیام 29 بهمن تبریز در آتش خشم مردم انقلابی منهدم شد، دفتر تشكیلات فرمایشی شاه موسوم به حزب رستاخیر بود. یك هفته پس از واقعه 29 بهمن یعنی در پنجم اسفند 56 «محمود جعفریان» قائم مقام حزب رستاخیر برای شركت در جلسه شورای این حزب به تبریز سفر كرد .

سپهبد آزموده استاندار وقت آذربایجان شرقی در آن روز با حقارت و ذلالت تمام با هدف خوش‌خدمتی به اربابان خود با چشمانی گریان خطاب به جعفریان گفت : « … اما چه كنم كه تبریز گریان است، گریه كردند، من هم گریه كردم، آن روز گفتم و حالا هم تكرار می كنم روز بیست و نهم، به خدا قسم، به خدا سوگند، كاش همان جا از بین رفته بودم … آذربایجانی كجایی؟ این‌ها كه شما دیدید آذربایجانی نبودند، این‌ها تبریزی نبودند … »
البته تلاش رژیم برای كم رنگ كردن و تضعیف حركت عظیم مردم تبریز به اینجا ختم نشد . رژیم سعی بسیار داشت تا مبارزان و انقلابیون روز 29 بهمن را «خارجی» یا «ماركسیست‌های اسلامی»، جلوه دهد و در این راستا با برپایی میتینگ فرمایشی حزب رستاخیر در تبریز و دعوت از جمیشید آموزگار نخست وزیر و دبیر كل وقت این حزب سعی در مخدوش كردن چهره انقلابیون تبریز كرد.
این میتینگ در میدان عالی‌قاپو (استانداری) و با دعوت اجباری كاركنان دولت، دانشجویان، دانش‌آموزان، اهالی روستاهای تابعه و شهرستان‌های اطراف برگزار شد و در آن جمشید آموزگار نخست‌وزیر وقت به سخنرانی پرداخت.
وی خطاب به جمعیت حاضر گفت : «باید پرسش كنیم آنها كه ادعا می‌كنند به طرفداری از مردم تظاهرات كرده‌اند و با این كار خود جوانان بی‌گناه ما را تحریك به تخریب و آشوبگری نموده‌اند، آیا این نامش طرفداری از توده های مردم است؟ آیا مفهوم آزادی این است كه معدودی ورشكسته سیاسی بخواهند با این اعمال شرورانه سبب سلب آزادی از اكثریت مردم شوند؟
جای تاسف است كه این گونه اقدامات در هنگامی صورت می گیرد كه «انقلاب شاه و ملت» ایران را به سوی «دروازه‌های تمدن بزرگ» سوق می‌دهد. حوادثی كه در آغاز سخنانم به آن اشارت رفت نباید موجب تشویش و نگرانی بشود، اگرچه در چند هفته اخیر هزاران نامه و تلگرام و پیام از ده‌ها هزار ایرانی وطن‌پرست به دست رسیده كه همه خواستار مقابله و رویارویی با معدودی خراب‌كار و آشوب‌گر و مجازات تمام مسببین بودند.
آنچه را كه اطمینان می‌دهم این است كه البته دولت به وظایف قانونی خود عمل خواهد كرد. ولی معدودی آشوب‌گر كه جز پوچ‌گرایی و هرج‌و‌مرج‌طلبی اندیشه دیگری در سرندارند می‌توانند برای مدتی هر چند كوتاه آسایش و رفاه توده‌ها را برهم بزنند و در اینجاست كه ضروت همبستگی، پیوند و همدلی بار دیگر به ثبوت می‌رسد كه همگی در صفوف متشكل به راهنمایی و ارشاد فرمانده عالی‌قدر خود به پیش برویم و به دنیا نشان دهیم كه هیچ نیرویی را یارای مقاوت با خواسته ملت ایران برای رسیدن به دروازه‌های تمدن بزرگ نیست و دولت اطمینان می‌دهد كه با هر‌گونه هرج‌و‌مرج‌طلبی و آشوب‌گری چه از سوی چپی‌ها و چه از سوی راستی‌ها مبارزه خواهد كرد.»
علاوه بر این جشمید آموزگار در اقدامی كاملاً عوام‌فریبانه طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی در تبریز گفت: «300 هزار آذربایجانی در تبریز طی قطع‌نامه‌ای پیوند خود با شاه را تجدید كردند!»

اما خبری كه به وضوح بر همگان روشن بود این بود كه علی رغم تبلیغات مسموم بلند گوهای رژیم طاغوت در زیر سوال بردن حركت كوبنده و انقلابی مردم تبریز ، مردم سایر شهرهای ایران نیز با مردم قهرمان این شهر پیمان بستند و در چهلم شهدای تبریز به سوگ نشستند . مشهد ، اهواز ، كرمان ، قم ، یزد ، جهرم ، اصفهان ، شیراز و قزوین از جمله شهرهایی بودند كه با برپایی مراسم‌ ویژه و راه‌پیمایی‌های گسترده رژیم خودكامه و منفور پهلوی را به باد انتقاد گرفتند .
زندانیان سیاسی زندان قصر نیز در 20 اسفند 56 به پاس قیام 29 بهمن تبریز دست به اعتصاب غذا زدند.
سیل پیام‌های تسلیت و تقدیر نیز از سوی مراجع تقلید، علما و روحانیون در بزرگداشت قیام مردم تبریز یكی پس از دیگری صادر شد كه مهم‌ترین و صمیمی‌ترین این پیام‌های تسلیت از سوی رهبر كبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) بود.
آری قیام 29 بهمن تبریز كه آتش زیر خاكستر خشم مردم ایران را شعله‌ور كرد این چنین، ارمغانی به بزرگی و عظمت استقلال و آزادی را در 22 بهمن 57 به ثبت ماندگاری رساند.
فرزندان خلف تبریز همانند دیگر بزرگان تاریخ ظلم ستیزی و استبداد ستیزی این خطه با خیزش ماندگار خود بار دیگر مهر تاییدی بر پیش‌گامی خود در سرنوشت‌سازترین وقایع كشور زدند و تسریع بخش روند پیروزی انقلاب پیرو مراد خود امام خمینی شدند .
تبریز، 36 سال پیش با تقدیم جوانانی همچون صمد تجلا، علی نجفیان‌پور، علی فتحی، بهمن اره‌چی، حبیب نقی‌نژاد، محمدباقر رنجبر آذرفام، پرویز حسن‌زاده، سید حسن جدیدی گلابی، سعید فیاض صالح‌آبادی، قربانعلی شاكری، بالاآقا كشاورزی، اصغر علی‌زاده، محرم جبرئیلی، جعفر درگاهی و دیگر شهیدان، دین ماندگار خود به امام و انقلاب را ادا كردند تا سیل انقلاب مردم به پای درخت آزادی ایران رهنمون شود.
یاد و خاطره شهدای قیام 29 بهمن تبریز گرامی‌باد.

 

 

 

برچسب ها :

ناموجود

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.