کد خبر : 1565
تاریخ انتشار : شنبه 29 شهریور 1393

هر كه حرفِ حق زند…

هر كه حرفِ حق زند…

يار مخلص دلربا هستش، ولي دلدار نيستدر همه عالم مثالِ او يكي عيّار نيستمن كمندِ عشق ناميدم دو زلفش را، وليدر حقيقت، بهرِ اينجانب بجز افسار نيستمن طبيبِ دردِ خود انگاشتم او را، وليكفكرِ او چيزي بجز چاپيدنِ بيمار نيستمن گمان كردم كه باغي پُر ز سرو و سنبل استليك، او چيزي بجز دشتي سراسر

يار مخلص دلربا هستش، ولي دلدار نيست
در همه عالم مثالِ او يكي عيّار نيست
من كمندِ عشق ناميدم دو زلفش را، ولي
در حقيقت، بهرِ اينجانب بجز افسار نيست
من طبيبِ دردِ خود انگاشتم او را، وليك
فكرِ او چيزي بجز چاپيدنِ بيمار نيست
من گمان كردم كه باغي پُر ز سرو و سنبل است
ليك، او چيزي بجز دشتي سراسر خار نيست
هركسي بي‌اختلاس و رشوه‌خواري كار كرد
حاصلِ سي ساله‌اش دستي كت و شلوار نيست
هر كه روزي كرد بر سوگندِ دلال، اعتماد
بعد از آن، صد سال او را جز ندامت كار نيست
هر كه باور كرد وعده از وزير و از وكيل
يا ز پشتِ كوه مي‌آيد، و يا هشيار نيست
با وجودِ كاهشِ توليد و منعِ واردات
هيچ كالايي فراوان‌تر از اين سيگار نيست
اين چه بهتاني ست اين قدرت‌طلب‌ها مي‌زنند
هر كه حرفِ حق زند، جز بوقِ استكبار نيست؟!
معر خالص را به جايِ شعرِ ناب آورده است
پس نگو: اين «آرشِ» ما، آدمي بيكار نيست!

شعر طنز حمید آرش آزاد

برچسب ها :

ناموجود

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.