کد خبر : 42376
تاریخ انتشار : جمعه 12 تیر 1405

عزاداری بینظیر تبریزیها در سوگ یار سفرکرده

عزاداری بینظیر تبریزیها در سوگ یار سفرکرده

از همان لحظاتی که پایم به میدن ساعت رسید، فضا چیز دیگری می‌گفت. غمی سنگین بر دوش شهر نشسته بود و همه‌چیز رنگ عزا گرفته بود. صدای نوحه‌های سوزناک از هر جا به گوش می‌رسید.

شهر صنعتی و همیشه پویای تبریز، این روزها سکوت‌اندوه‌باری را تجربه می‌کند که تا به حال کم‌تر دیده بودم. تبریزی‌ها، از پیر و جوان، زن و مرد، همه و همه در خیابان‌ها حضور داشتند و اشک‌هایشان گواهی می‌داد بر دلدادگی‌شان به رهبری که از میانشان رفته بود.

من به عنوان خبرنگار، بارها شاهد عزاداری در شهرهای مختلف بودم، اما شکوه و عظمت این عزاداری ها در تبریز، مرا شگفت‌زده کرده. مردم با چهره‌هایی اندوهگین، اما مصمم، فریاد می‌زدند و با سوز و گداز خاص ترکی، برای رهبر شهیدشان مرثیه‌خوانی می‌کردند. حس می‌کنی انگار این شهر، تک تک اعضای خود را از دست داده و ماتم آن را تا عمق وجودش حس می‌کند.

در میان جمعیت هر روزه، چهره‌های متفاوتی را می‌شود دید. کارگران ساده با لباس‌های کار، جوانان با چهره‌های معصوم، کاسبان و بازاریان، روحانیون و حتی کودکانی که دست در دست پدرانشان، سعی می‌کردند همراه با دیگران عزاداری کنند. همه آمده بودند تا بگویند که این رهبر، برای همگی آن‌ها عزیز بوده است. یک پیرزن تبریزی که در گوشه‌ای نشسته بود و اشک می‌ریخت، به من گفت: «او پدر همه ما بود. تبریز همیشه او را دوست داشت و حالا هم تا آخرین نفس، برایش عزاداری می‌کند.» رهبر شهید، فراتر از قومیت و زبان، دل همه ایرانیان را تسخیر کرده بود و تبریز نیز در این غم بزرگ، سنگ تمام گذاشته بود.

تبریزی‌ها با این عظمت سوگواری، نشان دادند که فرهنگ عزاداری و ارادت به رهبر، تا ابد در قلب‌شان زنده است. آری، تبریز در سوگ رهبر شهیدش غرق شده بود، اما این ماتم، مملو از عشق، وفاداری و اتحاد بود و پیام آن به جهانیان رسید که این ملت، هرگز رهبر خود را فراموش نخواهد کرد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.