از سهند تا تراکتور؛ شبی که نکونام به داد تراکتور رسید

تراکتور در اصفهان نشان داد برای بردن بازیهای بزرگ، نقشه دارد. گاهی یک مسابقه فوتبال را باید تا دقیقه آخر تماشا کرد تا تازه معنای آن را فهمید.
آی نیوز :
تراکتور در اصفهان نشان داد برای بردن بازیهای بزرگ، نقشه دارد. گاهی یک مسابقه فوتبال را باید تا دقیقه آخر تماشا کرد تا تازه معنای آن را فهمید. تا دقایق پایانی، بازی تراکتور و سپاهان در اصفهان هنوز همان مسابقهای بود که هر لحظه میتوانست به سود یکی از دو تیم تغییر کند؛ سپاهان فشار میآورد، تراکتور عقب نمیکشید، اما عجله هم نمیکرد.
یک طرف به دنبال راهی برای شکستن مقاومت حریف بود و طرف دیگر، انگار منتظر همان لحظهای بود که همه چیز برای یک ضربه نهایی آماده شود و آن لحظه حیاتی برای تراکتور فرا رسید, امیرحسین حسینزاده کار را تمام کرد؛ نه با یک گل، بلکه با دو ضربهای که در فاصله کوتاهی، سپاهان را در خانه خودش فرو ریخت و تراکتور را با یک پیروزی دو بر صفر از اصفهان بیرون فرستاد.
اما اگر بخواهیم ارزش این برد را فقط به دو گل حسینزاده تقلیل بدهیم، اصل ماجرا را ندیدهایم. تراکتور در این بازی پیش از آنکه سپاهان را ببرد، بازی را فهمیده بود و این شاید مهمترین تفاوتی بود که در نقش جهان دیده شد.
تراکتور برای جنگیدن نیامده بود؛ برای بردن آمده بود
تراکتور در این مسابقه به دنبال فوتبال پرهیاهو و مالکیت نمایشی نبود. تیم میدانست مقابل سپاهان در خانهاش، هر متر فضا ارزش دارد و هر اشتباه میتواند بهای سنگینی داشته باشد بنابراین ساختار دفاعی تراکتور منسجم ماند. خطوط به هم نزدیک بودند و بازیکنان اجازه ندادند سپاهان به آسانی در فضاهای خطرناک صاحب توپ شود.
اما هنر اصلی سرخپوشان زمانی دیده شد که توپ را از حریف میگرفتند تراکتور برای رسیدن از دفاع به حمله، راه زیادی طی نمیکرد. یک توپگیری، یک پاس رو به جلو و چند حرکت سریع کافی بود تا سپاهان بفهمد فاصله میان حمله و دفاعش چقدر شکننده است.
ضدحملات تراکتور سریع بود؛ بسیار سریع این تیم نشان داد که اگر قرار باشد در برابر تیمی مانند سپاهان بازی کند، لزوماً نیاز ندارد نود دقیقه بر بازی مسلط باشد. کافی است لحظههای مهم را از آن خود کند.
مهمتر از دو گل؛ نکونام میدانست چه میخواهد در تمام این معادله، یک نام بیش از همه به چشم میآمد: جواد نکونام.
او دقیقاً میدانست از این بازی چه میخواهد. این شاید بزرگترین امتیاز تراکتور در اصفهان بود. نکونام تیمش را به جنگی که سپاهان میخواست نکشاند. اجازه نداد بازی به مسابقهای بیمحاسبه تبدیل شود. تراکتور صبر کرد، فضاها را بست و منتظر لحظهای ماند که بتواند ضربه بزند. این همان جایی است که تفاوت میان یک تیم صرفاً پرمهره و یک تیم مربیدار مشخص میشود. تراکتور شاید همه دقایق بازی را در اختیار نداشت، اما دقایق تعیینکننده را از آن خود کرد و در فوتبال، گاهی همین کافی است.
حسینزاده؛ بازیکنی که میتواند معادلات را عوض کند
وقتی یک بازی بزرگ گره میخورد، تیمهای بزرگ به بازیکنی نیاز دارند که بتواند گره را باز کند. دو گل در خانه سپاهان، آن هم در دقایق پایانی، فقط یک درخشش فردی برای بازیکنی چون حسین زاده نیست؛ نشانه کیفیت بازیکنی است که میتواند در بزنگاه تصمیم بگیرد. چنین بازیکنی در یک تیم مدعی، سرمایه است؛ سرمایهای که ممکن است در پایان فصل ارزش واقعی خود را نشان دهد.
کیفیت بیرانوند نیاز به تعریف ندارد
گاهی فاصله میان برد و باخت از جایی آغاز میشود که آخرین نفر ایستاده است. علیرضا بیرانوند یکی از چهرههای مؤثر تراکتور در این پیروزی بود. او در لحظاتی که سپاهان تلاش میکرد فشار خود را به گل تبدیل کند، ایستاد و اجازه نداد میزبان به بازی برگردد. در سوی دیگر، حسینی نتوانست همان آرامش و اطمینان را به سپاهان بدهد و اشتباه او در روند مسابقه بیتأثیر نبود.
فوتبال گاهی بیرحم است؛ یک دروازهبان با یک واکنش، سه امتیاز میسازد و دیگری با یک اشتباه، مسیر یک مسابقه را تغییر میدهدو در اصفهان، کفه این ترازو به سود تراکتور سنگینی کرد.
شجاع؛ بازوبندی که وزن دارد در قلب دفاع تراکتور
شجاع خلیلزاده بار دیگر ارزشش نشان داد. شجاع در چنین مسابقهای فقط یک مدافع نیست. او باید خط دفاع را هدایت کند، در لحظات دشوار آرامش بدهد و اجازه ندهد فشار حریف نظم تیم را بر هم بزند. شاید درباره شجاع بارها و بارها صحبت شده باشد، اما فوتبال هنوز یک حقیقت ساده دار، در بازیهای بزرگ، تجربه خریدنی نیست. تراکتور برای عبور از شبهای سخت، به همین شخصیتها احتیاج دارد.
تراکتور اصلی در راه است
برد اصفهان برای هوادار تراکتور زمانی امیدوارکنندهتر میشود که حضور مهدی ترابی، مهدی هاشمنژاد و پوستونسکی را هم در ترکیب تصور می کنند. اگر این سه بازیکن بازگردند و به شرایط کامل برسند، دست نکونام برای تغییر ریتم مسابقات و تنوع دادن به حملات بازتر خواهد شد. یعنی تراکتوری که همین حالا در ضدحمله چنین خطرناک است، هنوز میتواند چهره دیگری هم داشته باشد.
وقتی تعویضها جواب میدهند
یک نکته دیگر را هم نباید از کنار این مسابقه به سادگی عبور داد. تراکتور بعد از تعویضها نهتنها انسجامش را از دست نداد، بلکه در ادامه به گل هم رسید. این اتفاق، نشانه خوبی از بازیخوانی نیمکت است. مربی بزرگ کسی نیست که فقط ترکیب اولیه را درست بچیند؛ مربی بزرگ باید بتواند مسابقه را در حال وقوع بخواند. نکونام این کار را کرد. تغییر داد، شرایط را سنجید و تیمش در نهایت همان چیزی را انجام داد که برایش طراحی شده بود.
از فردیس تا تبریز؛ شبی که نکونام به داد تراکتور رسید
اما داستان نکونام از اینجا جذابتر میشود… حالا اگر چند لحظه از نقش جهان فاصله بگیریم و به سالهای دورتر برگردیم، یک تصویر جالبتر شکل میگیرد.
جواد نکونام، این مربی که امروز روی نیمکت تراکتور نشسته، روزی نه در ورزشگاههای بزرگ و نه زیر نور پرژکتورهای فوتبال حرفهای، بلکه از زمینهای فوتبال فردیس کرج شروع کرد. نکونام از ترکهای همدان در آن روزها نوجوانی بود که الفبای فوتبال را می آموخت تا روزی برابر بزرگترین فوتبالیستهای دنیا چون مسی و رونالدو پیاده کند. او از همان آغاز یک استعداد جوان بود در میان نسلی از بچههای فوتبال فردیس و در این میان، تیم سهند فردیس نقش مهمی در آغاز این مسیر داشت؛ تیمی که برای جامعه ترکزبان فردیس، چیزی فراتر از یک تیم فوتبال بود.
سهند در آن سالها با بازیکنانی چون سعید حمزهایان، برادران صفیپور و برادران محمودی، تیمی متعصب و پرانرژی در فوتبال فردیس بود و بالاتر از همه، نام مرحوم شیریندل علیزاده قرار داشت؛ مربیای که در آن سالها برای پرورش این نسل زحمت کشید و در ساختن فوتبالیستهایی که بعدها هر کدام راه خود را پیدا کردند، نقشی ماندگار داشت.
نکونام یکی از همان بچههای سهند بود. پسری که فوتبالش را در فردیس آغاز کرد، در کنار همان نسل فوتبال آذربایجانیها و ترکزبانان فردیس بزرگ شد و بعدها راهش به تیم ملی، فوتبال اروپا و سطح اول فوتبال ایران رسید.
اما قصه این نسل فقط به فوتبال ختم نشد،عسگر صفیپور نیز بعدها از همین فضای متعصب و فوتبالی برخاست و در میان هواداران تراکتور بهعنوان یکی از خوانندگان محبوب این تیم شناخته شد. یک نسل، با مسیرهای متفاوت؛ اما با یک ریشه مشترک. سهند فردیس و شاید همین گذشته است که حضور نکونام روی نیمکت تراکتور را برای فوتبال آذربایجان جذابتر میکند.
او امروز در تبریز، مربی تیمی است که هوادارانش فوتبال را با هویت، تعصب و خاطره زندگی میکنند؛ و خودش سالها پیش، در فردیس کرج، در میان همان نسل متعصب آذری، فوتبال را آغاز کرده بود. از زمینهای فردیس تا نیمکت تراکتور، فاصله زیادی است؛ اما فوتبال گاهی مسیرهایی را به هم وصل میکند که در نگاه اول هیچ ارتباطی میانشان نیستو حالا، مردی که روزی در سهند برای فوتبال میجنگید، در اصفهان برای تراکتور نقشه برد کشید نقشهای که جواب داد.
تراکتور دو گل زد، سپاهان را شکست داد و از اصفهان با سه امتیاز برگشت؛ اما پشت این دو گل، یک پیام روشنتر وجود داشت: این تراکتور فقط ستاره ندارد؛ این تراکتور، اگر همین مسیر را ادامه دهد، میتواند برای آسیا هم خط و نشان بکشد و شاید مهمترین جمله درباره این شب همین باشد: نکونام به داد تراکتور رسید؛ اما این بار نه با یک بازی هجومی، بلکه با فهم درست از یک بازیبزرگ فوتبال.

برچسب ها :آی نیوز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0